تبليغاتX
بوعلي سينا AVICENNA
صفحه نخست ارتباط با ما آرشیو مطالب لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
ايران قرن پنجم و ششم، مهد علم و دانش دين بود و آثار فراواني در هر زمينه در آن تأليف شد.يکي از اين زمينه‏ها، دانش تفسير قرآن بود که در جاي ديگر درباره آن سخن گفته‏ايم .در دوره سلجوقي، با ورود جمعيت بيشتري در شرق به حوزه اسلام، نياز به آثار علمي جدي‏تر شد.در زمينه تفسير و نيز ترجمه قرآن به فارسي، کارهاي فراواني صورت گرفت.
در اينجا دو نمونه تفسير عربي و دو نمونه تفسير فارسي را معرفي مي‏کنيم.
يکي از مهم‏ترين متفکران و مفسران معتزلي در دوران سلطان سلجوقي که در ادبيات عرب و نيز تفسير قرآن شهرت دارد، ابو عمرو زمخشري (467 ـ 538) است.زمخشري در سايه دولت خوارزمشاهيان باليد، دولتي که محمد بن انوشتگين (سلطنت 490 ـ 521) و پس از آن پسرش اتسز (سلطنت 521 ـ 550) آن را به يکي ازدولت‏هاي قوي شمال خراسان تبديل کردند.
وي زماني هم در اصفهان به حضور سلطان محمد پسر ملکشاه رسيد و اشعاري در ستايش او گفت .همچنين اشعاري در ستايش نظام الملک در ديوان وي وجود دارد.زمخشري چند سال را در مکه بسر برد و به همين دليل لقب جار الله را گرفت.وي نويسنده چندين کتاب ادبي و نيز کتاب تفسيري بسيار مشهور و مهم با نام الکشاف است.زمخشري که در خوارزم رشد يافته، به دليل تسلط مذهب اعتزال در آن ديار، يک سني معتزلي مي‏باشد.
يکي ديگر از چهره‏هاي برجسته علمي اين دوران، فخر الدين رازي (م 606) است که از مفسران و متکلمان اشعري بنام دنياي اسلام مي‏باشد.کتاب تفسير وي، يکي از جدلي‏ترين تفاسير قرآن مي‏باشد که ذيل هر آيه، چندين نظريه را مطرح ساخته و دنيايي از آگاهي‏هاي متفرق و پراکنده از علوم اسلامي در آن آورده است.وي در مباحث کلامي، مهارت زيادي دارد و به دليل ترديدهاي فراوانش در آراي ديگران، به امام المشککين، يعني رهبر تزديد کنندگان شهرت يافته است .
ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 4:25 |
یکشنبه دهم اردیبهشت 1391

آئين اسلام ، از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنايت‏ به‏ بركات آثار وحدت و تجمع و يكپارچگى ، در بسيارى از برنامه ‏هايش ‏بر اين بعد، تكيه و تاكيد كرده است.
برگزارى نمازهاى روزانه واجب نيز به صورت جماعت و گروهى ، يكى از اين برنامه‏ هاست.
در اينجا به اهميت ‏« نماز جماعت‏ » و آثار گوناگون آن اشاره‏ مى‏كنيم:
اهميت نماز جماعت
غير از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت (كه به آنها اشاره خواهد شد) پاداش‏هاى عظيمى براى آن بيان شده كه در اينجا به بعضى ازروايات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا (ص)ن قل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غير علة فلا صلاة له‏» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعت ‏مسلمانان شركت نكند ، ارزشى ندارد.
در حديث ، تحقير نماز جماعت ، به منزله تحقير خداوند بشمار آمده ‏است : « من حقره فانما يحقر الله‏ » (2) شركت دائم در نماز جماعت ، انسان را از منافق شدن بيمه مى‏كند. (3) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شو د، ثواب ‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (4) همين كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارج ‏مى‏شود ، يا در مسجد ، در انتظار نماز جماعت‏ به سر مى‏برد پاداش كسى ‏را دارد كه در اين مدت ، به نماز مشغول بوده است. (5) تعداد حاضران در نماز جماعت ، هر چه بيشتر باشد ، پاداش آن بيشتر است . اين كلام رسول خداست كه فرمود : « ما كثر فهو احب الى الله ‏» (6) حديث جالبى در بيان فضيلت نماز جماعت است كه قسمتى از آن ‏در رساله‏هاى عمليه هم ذكر شده است . ترجمه تمام حديث چنين است:

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 22:23 |
شنبه دوم اردیبهشت 1391

1ـ جایگاه نماز در آئین زرتشت
زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند كه بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در كتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است كه در هر یك از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اكثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اكتفا می كنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اكثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلكه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند[1].
جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید: افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشكده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت كرده دعا و مناجات بخوانند. سپس كفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یك چمچمه از خاكستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاكستر قدوّسی را به نیّت كسب فیض و بركت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با كفش كن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند[2].

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 7:33 |
چهارشنبه سی ام فروردین 1391

عبادت در قرآن - قال الله تبارك و تعالی : «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون»[1]
« من جن و انس را نیافریدم جز برای اینكه عبادتم كنند (و از این طریق تكامل یابند و به من نزدیك شوند».
عبادت راز آفرینش
- از مهمترین سؤالاتی كه هر كس از خود می‌كند این است كه «ما برای چه آفریده شده‌ایم؟» و «هدف آفرینش انسان‌ها و آمدن به این جهان چیست؟»
آیات فوق به این سئوال مهم و همگانی با تعبیرات فشرده و پرمحتوایی پاسخ می‌گوید و می‌فرماید: «من جن و انس را نیافریدم جز برای اینكه عبادتم كنند.»
«و ما خلقتُ الجنّ و الانس الاّ لیعبدون»
آیات مورد بحث تنها روی مساله‌ی عبودیت و بندگی تكیه می‌كند، و با صراحت تمام آن را به عنوان هدف نهایی آفرینش جن و انس معرفی می‌نماید.
هدف اصلی همان «عبودیت» است كه در آیات مورد بحث به آن اشاره شده، و مساله‌ی «علم و دانش» و «امتحان و آزمایش» اهدافی هستند كه در مسیر عبودیت قرار می‌گیرند، و «رحمت واسعه‌ی خداوند» نتیجه‌ی این عبودیت است.
به این ترتیب روشن می‌شود كه ما همه برای عبادت پروردگار آفریده شده‌ایم، اما مهم این است كه بدانیم حقیقت «عبادت» چیست؟
آیا تنها انجام مراسمی مانند ركوع و سجود و قیام و قعود و نماز و روزه منظور است؟ یا حقیقتی است ماورای اینها؟ هر چند عبادات رسمی نیز همگی واجد اهمیتند.
معنی عبد در لغت
برای یافتن پاسخ این سئوال باید روی واژه‌ی «عبد» و «عبودیت» تكیه كرد و به تحلیل آنها پرداخت.
«عبد» از نظر لغت عرب به انسانی می‌گویند كه سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده‌اش تابع اراده‌ی او، و خواستش تابع خواست او است. در برابر او مالك چیزی نیست، و در اطاعت او هرگز سستی به خود راه نمی‌دهد. و به تعبیر دیگر «عبودیت» ـ اظهار آخرین درجه‌ی خضوع در برابر معبود است،‌و به همین دلیل تنها كسی می‌تواند معبود باشد كه نهایت انعام و اكرام را كرده است و او كسی جز خدا نیست. بنابراین عبودیت نهایت اوج و تكامل یك انسان و قرب او به خدا است. عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاك او است.
عبودیت اطاعت بی‌قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمینه‌هاست و بالأخره عبودیت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعی یعنی كمال مطلق نیندیشد جز در راه او گام برندارد، و هر چه غیر او است فراموش كند حتی خویشتن را !
«یا ایّها الّذین امنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربّكم و افعلوا الخیر لعلّكم تفلحون»[2]
«ای كسانی كه ایمان آورده‌اید ركوع كنید و سجود بجا آورید و پروردگارتان را عبادت كنید و كار نیك انجام دهید تا رستگار شوید.»

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 8:28 |
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

راغب در مفردات مى گويد: بسيارى از اهل لغت گفته اند كه صلوة به معناى دعا و تبريك و تمجيد است . بعضى از اهل لغت گفته اند كه اصل صلوة از صلاء است و معناى اينكه گفته مى شود ((صَلّى الرُّجُلُ)) كه او بواسطه اين عبادت صلاء را از خود برطرف ساخت و صلاء عبارتست از آتش ‍ فروزان ، و بناى صّلى همچون بناى مرّض است كه به معناى زايل كردن مرض مى باشد.
معناى عرفانى نماز:
بعضى از بزرگان صلوة را از تصليّه مشتقّ مى داند بدين معنى كه چوبهاى كج را با گرفتن به نزديكى آتش و رساندن حرارت به آن مستقيم سازند.
عرب آن را تصليّه گويد، گوئى نماز گذار با توجه به مبداء اعلى در نماز و با حرارتى كه در اثر حركت صعودى و قرب به شمس حقيقت معنوى براى نفس حاصل مى شود، كج رفتارى هاى نفس را كه در اثر توجه به غير خدا و ميل به باطل ايجاد شده است تعديل مى نمايد.

24 - رازهاى وضو


رسول خداصلّى اللّه عليه و آله بعد از نماز صبح بين الطلوعين ، در مسجد مى نشستند و به سؤ الات مردم پاسخ مى دادند. روزى دو نفر نوبت گرفتند تا در محضر حضرت سؤ الاتى مطرح كنند. پيامبرصلّى اللّه عليه و آله رمودند: من بگويم شما براى چه آمده ايد يا شما خود مى گوئيد؟ عرض ‍ كردند يا رسول ا... شما بفرمائيد؟ فرمودند: يكى براى ياد گرفتن مسائل حج آمده است و ديگرى براى سئوال و آموختن مسائل وضو گرفتن . آنگاه جواب سؤ ال ها را چنين بيان فرمودند:
امّا معناى وضو گرفتن :
شستن صورت در وضو يعنى ، خدايا هر گناهى كه با اين صورت انجام دادم آن را شستشو مى كنم كه با صورت پاك به جانب تو عبادت كنم و با پيشانى پاك سر بر خاك بگذارم .
شستن دستها در وضو يعنى ، خدايا! از گناه دست شستم و گناهانى را كه با دستم مرتكب شده ام تطهير مى كنم .
مسح در وضو يعنى ، خدايا! از هر خيال باطل و هوس خام كه در سر پروانده ام سرم را تطهير مى كنم و آن خيالهاى باطل را از سر بدور مى اندازم .
مسح پا يعنى ، خدايا! من از جاى بد رفتن پا مى كشم و اين پا را از هر گناهى كه با آن انجام داده ام تطهير مى كنم . اگر كسى بخواهد نام مبارك حقتعالى را بر زبان آورد بايد دهان را تطهير كند. مگر مى شود با دهان ناشسته انسان نام خدا را ببرد. بايد دهان را با آب مضمضه كند و بشويد. اين گوشه اى از اسرار وضو گرفتن است . اگر ما مى بينيم از نماز لذت نمى بريم و از عبادت لذت نمى بريم براى آن است كه به اين اسرار آشنا نيستيم . آنها كه از عبادت لذت مى برند چيزى را به اين عبادت تبديل يا تعويض نمى كنند.
اينكه مى بينيم ما نماز مى خوانيم و چيزى از نورانيت احساس نمى كنيم براى آن است كه نماز را با آداب و اسرار آن نخوانديم . خاصيت نماز در معرفت باطن آن است .

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 7:0 |
شنبه نوزدهم فروردین 1391

داروی کلن بوترول یک داروی مقلد سمپایک است که تاثیر زیاد و شگرفی در چربی سوزی و کاهش وزن دارد. از آنجا که در مقایسه با داروهای مشابه عوارض کمتری دارد به وفور توسط ورزشکاران حرفه ای از جمله بدنسازان و کشتی گیران مورد استفاده قرار میگیرد.
چنانچه بدنسازان از این دارو استفاده کنند به عوارض زیادی دچار خواهند شد و توصیه ما این است که حتی الامکان جهت کاهش وزن از روشهای طبیعی و سالم استفاده نمایند.
در کل ایراد مهمی که این دارو دارد این است که بدن سریعا به دوز آن عادت میکند و فقط تا 18 روز اول خوب به آن جواب میدهد. ولی تاثیر آن بهتر از سوماتروپین است، خصوصا در چربی سوزی موضعی. مدت مجاز برای مصرف این دارو حداقل 6 هفته و حداکثر 12 هفته میباشد.
میزان مجاز مصرف آن بین 20 تا 100 میکروگرم در روز است. این دارو از داروهای ممنوعه و دوپینگی میباشد.

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 6:23 |
شنبه نوزدهم فروردین 1391

بعداز ابومسلیم خراسانی و سلطان محمود غزنوی احمدشاه مسعود سیومین معلم جهاد درسرزمین آریانا،خراسان و جهان اسلام بود که با جهاد ومقاومت،بیرق سرخ باداس و چکش سوسیال امپریالیزم جهانی اشغالگررا ازافقانستان اشغالی و 14 کشوری دیگر که قبلا در مستملیکه درآورده شده وبنام اتحاد جماهیراشتراکیه شوروی سوسیالیستی شهرت یافته بود ازفراز بزیرافگند و احزاب سوسیالستی و کمونیستی را از22 کشوردیگرجهان بسقوط مواجه ساخت.

بملاحظه صفحه (345 /349 )کتاب درسایه های سوره توبه،تالیف،شیخ عبدلله «عزام » شهید ترجمه استاد نعمت الله «شهرانی » درصحبت هایکه میان شیخ تمیم، شیخ محمد حسن،سیخ انس و شیخ عبدالله« عزام» صورت گرفته آنها اعراب بودند که صرف مجاهدین کمپ *صدا*را در پشاورپاکستان رهبری و اکمالات مالی و تسلیحاتی میکردند و بامسعودبزرگ اختلاف نظرداشتند :ـ چنین بیان نموده اند، شیخ تمیم گفته است : شیخ عبدالله اعزام ازمن میخواهد بعضی ازکرماتیکه« درانجا درجبهات احمدشاه مسعود »واقع شده است برایتان بگویم :ـ ازجمله کرامات که واقع شده است و بیانگرتوکل بخداست که شیخ محمد حسن برایم گفت و دو نفرشاهد دیگری آنجا بود وجمله سه شاهد میشود،آنها بخدا وند (ج) قسم کردند که این رابچشم دیدند و او برایم گفت :ـ درنزدشان جوان مجاهدی بود که قرآن را حفظ میکرد گل محمد نام داشت او بطرف قلعه آمد بمنطقه بلدیت نداشت منخواست به طرف مجاهدین برود راه را غلط کرده طرف کمونیست ها رفته درنزدیک قلعه آنها رسید برایش دریش گفتند،او استاده شدکه محاصره شده بود خودراتسلیم کرد،قوماندان که یک صاحب منصب روس بود بواسطه ترجمان برایش گفت، من تراآزاد میکنم ومنصب عسکری میدهم بشرطیکه راست بگویی وازتویک سوال دارم،آنرابرایم راست بگو نه دروغ،وافسرازوی پرسید، شما مجاهدین چیگونه با مرمی عادی کلاشنکوف تانک رامی سوزانید؟

این چیزی عجیبی است که تانک به مرمی نمی سوزد و شما آنرامی سوزانید (طبعی است که :ـ و ما رمیت اذ رمیت ولاکین الله رمی ) یعنی ما آنرانمی زنیم،بلکه آنراخد ا میزند و میسوزاند وقتیکه این سخن را میگفت یک ضابط و دوعسکردرآنجا بود میگوید خواستم که اورابالاترازمجاهدین بترسانم برایش گفتم که ما مجاهدین بخدا(ج )توکل داریم و مسلمان هستیم و بمرمی ضرورت نداریم بما کفایت میکند یک مشت ریگ رابگریم، دعا بخوانیم و در ان دم کنیم و یکویم بسم الله و الله اکبر لااله الاالله محمد رسولالله آنراطرف تانگ بزنیم و آن تانک رامیسوراند و نفرهایش را بقتل میرساند....، افسر روس گفت، آنرادراین جا تطبیق کن، این قطارتانک ها است و این گفته ات را درتانک اول تطبیق کن تانک را فعال ساخت نفرهارا در آن سوارکرد و برایم کفت حالاانجام بده،اگرگفته ات درست بود من تورا درپیش روی همین جماعت مردم آزادمی سازم وگر نه ترامیکشم.....،گل محمد مجاهد گفت :ـ برایم آب آوردند وضوکردم دورکعت نمازخواندم در سجد ه در حال گریان بخدا تضرع و التجا کردم، این سخن خود محمد حسن است :او به خدا دعا کرده میگفت، ای خدا من اهل استحقاق این کرامت را ندارم و لیکن تو اهل آن هستی !یارب!مرا فضیحت و رسوامکن....بعد ازان سلام داد و یک مشت ریگ راگرفته و مطمین بود که خدا مرا رسوا نمیکند،این یقین است،آنراگرفته گفت : بسم الله الله اکبر و آنرابه تانگ انداخت و گفت بخداوند سوگند است که عوض آنکه یک تانگ بسوزد همه آنها سوخت!

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 6:3 |
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391

بسیاری از دانشمندان شیعه دوازده امامی كتابهای «اثبات » و «مشیخات » را به رشته تحریر در آوردند تا اسانید خود را به مؤلفان كتابهای چهارگانه و دیگر مؤلفان شیعی برسانند و بزرگترین كتاب در این زمینه كتاب «خاتمه المستدرك » تالیف شیخ میرزا حسین نوری - به سال 1320 ه.ق - است كه به حكم تاخر، كاملترین و بزرگترین كتاب در این خصوص است و من با استناد به گفته شاعر می گویم:
اگر شما دقیقا همانند آنان نیستید، لااقل به ایشان تشبه جویید.كه تشبه جستن به بزرگان، خود موجب رستگاری است.


من در اینجا نام برخی از مشایخ را كه اسانیدشان به دست ما رسیده است، به طور خلاصه ذكر می كنم:
1- پدر و استاد فقیه و حكیم سید میرزا حسن بجنوردی - سایه اش مستدام باد - كه از نوادر روزگار است.
2- مصلح شهیر، سید محمد علی، ملقب به هبه الدین شهرستانی.
3- علامه بزرگ سید مهدی خوانساری.
4- آیت الله سید شهاب الدین مرعشی، كه از مفاخر شیعه به شمار است.
همچنین بسیاری از دانشمندان، كه ذكر نامشان موجب اطاله كلام است.در اینجا تنها به ذكر نام محدث بزرگوار شیخ محمد محسن بن حاج علی بن مولا محمد رضا بن حاج محسن تهرانی محسنی منزوی، مشهور به «آقا بزرگ تهرانی » بسنده می كنیم.
وی - خدایش رحمت كناد - به سال 1293 ه.ق در تهران تولد یافت و در ماه شوال سال 1313 ه.ق به قصد زیارت عازم عتبات عالیات در عراق شد و سپس به وطن باز گشت و دوباره به سال 1315 ه.ق برای كسب دانش به نجف اشرف هجرت كرد و به خدمت استادش میرزا حسین نوری شتافت و ملازم وی گشت و در مجلس درس شیخ محمد كاظم خراسانی، صاحب كتاب «الكفایه » و شیخ شریعت اصفهانی و شیخ محمد تقی شیرازی و دیگر علماء نیز حضور یافت و آنگاه در سال 1329 ه.ق به سامراء هجرت كرد و تا سال 1335 ه.ق در آن دیار اقامت داشت، سپس به نجف اشرف بازگشت و كتابخانه مجلل و نوبنیادی را در آنجا تاسیس نمود و سرپرستی آن را خود بر عهده گرفت و بسیاری از فضلا از آن كمال استفاده را بردند و وی همچنان عهده دار سرپرستی كتابخانه بود تا اینكه در روز هیجدهم ماه ذی حجه سال ه.ق دارفانی را وداع گفت و به سرای باقی شتافت.
نخستین كسی كه تاریخ وفات وی را بیان داشته است، سید موسی هندی، شاعر كاظمینی بوده كه چنین سروده است:
این مصیبت، سخت جانفرسا و غم انگیز است و ستاینده وی را جز سكوت گریزی نیست اگر او را به خاك سپارید، در حقیقت علم و تقوی را تماما به خاك سپرده اید نام وی (آغا بزرگ محسن) ماده تاریخ وفاتش به حساب می آید.
تالیفات شیخ آقا بزرگ تهرانی مجموعا شامل بیست و پنج كتاب و رساله است كه مشهورترین آنها عبارتند از:
1- كتاب «الذریعه الی تصانیف الشیعه[1] ». - كتاب «طبقات اعلام الشیعه » كه بر حسب سده های پیاپی ترتیب و نگارش یافته و ذكری از دانشمندان شیعی - از آغاز قرن چهارم هجری قمری به بعد - در آن رفته است.
3- كتاب «مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال ».
4- كتاب «توضیح الرشاد فی تاریخ حصر الاجتهاد».
5- كتاب «المشیخه » یا «الاسناد المصفی »، كه در آن مختصرا به ذكر نام اساتیدش در علم رجال همراه با اسانیدشان پرداخته است.
وی اساتید بسیار داشته است كه به بیست تن می رسیده اند و معروفترین آنان عبارتند از:
1- شیخ میرزا حسین نوری - در گذشته به سال 1320 ه.ق -.
2- سید مرتضی كشمیری، معروف به «جمال السالكین » - در گذشته به سال 1323 ه.ق[2] -.
3- شیخ میرزا حسین خلیلی - در گذشته به سال 1326 ه.ق -.
4- شیخ محمد كاظم خراسانی - در گذشته به سال 1329 ه.ق -.
5- شیخ فتح الله شریعت اصفهانی.

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 6:4 |
شنبه دوازدهم فروردین 1391

ديدگاه قرآن و احاديث در مورد حقيقت روحمطالعه آيات قرآن و احاديث وارده از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و تحقيق و بررسى بيشتر در آنها بيانگر اين واقعيت است كه كنه و حقيقت روح و نفس بر همگان مجهول بوده، بزرگان اهل تحقيق به عجز خود در اين باره معترفند .
صريح متن قرآن و روايات وارد در ذيل اين آيات نشانگر اين جريان تاريخى است كه مشركين يا اهل كتاب از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره حقيقت روح سؤال كردند در پاسخ آنان اين آيه نازل گرديد:
«يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى و ما اوتيتم من العلم الا قليلا» (1).
«از تو درباره روح سؤال مى‏كنند بگو: روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش به شما درباره روح داده نشده است‏» .
از مجموع قرائن موجود در اين آيه و ملاحظه روايات پيشوايان اسلام و نظرات دانشمندان و صاحب‏نظران در اين مورد چنين استفاده مى‏شود كه پرسش كنندگان، از حقيقت روح آدمى سؤال مى‏كردند، همين روح عظيمى كه ما را از حيوانات جدا مى‏سازد و برترين شرف انسانها است و تمام قدرت و فعاليت ما از آن سرچشمه مى‏گيرد و به كمك آن زمين و آسمان را جولانگاه خود مى‏دهيم و اسرار علوم را مى‏شكافيم! و تا اعماق موجودات راه مى‏يابيم! سؤال كنندگان مى‏خواستند بدانند كه حقيقت اين اعجوبه عالم آفرينش چيست؟! (2).
از آنجا كه روح، ساختارى مغاير با ساختار ماده داشته، اصول حاكم بر آن غير از اصول حاكم بر ماده و خواص فيزيكى و شيميايى آن است . پيامبر صلى الله عليه و آله مامور مى‏شود در يك جمله كوتاه و پرمعنى بگويد: «روح از عالم امر است‏» . يعنى روح خلقتى اسرارآميز و شگفت‏انگيز و مرموز دارد .
سپس براى توضيح اين پاسخ در ذيل آيه وارد است كه: بهره شما انسانها از علم و دانش مربوط به روح و حقيقت آن بسيار كم و ناچيز است، بنابراين جاى شگفتى نيست كه رازهاى روح را نشناسيد هرچند از همه چيز به شما نزديك‏تر است (3).

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 6:29 |
چهارشنبه نهم فروردین 1391
رسول اكرم صلی الله عليه و آله فرمود : " دنيا مزرعه آخرت است " .
در سوره مباركه بنی اسرائيل می‏فرمايد :

" اگر كسانی نظر كوتاه داشته باشند و همت كم و سعادت خود را در همين‏
امور زودگذر و موقت بدانند و تنها اين امور را بخواهند ، ما هم در فراهم‏
ساختن آنچه آنها می‏خواهند تعجيل می‏كنيم و به آنها می‏دهيم ، و اگر كسانی‏
نظر بلند و همت عالی داشته باشند و سعادت خود را محدود نكنند و آخرت و
عاقبت را نيز بخواهند و برای آن عمل كنند باز هم همان مطلوب و همان‏
مقصود را به آنها می‏دهيم " .

بعد از آنكه اين قسمت را ذكر می‏كند می‏فرمايد :
" ما همه را كمك می‏كنيم و مدد می‏رسانيم ، هم اين دسته و هم آن دسته‏
را ، عطا و بخشش پروردگار تو هرگز از هيچ موجودی قطع و بريده نمی‏شود ،
فيض پروردگار ، عام و شامل است و هر موجودی را در راه خودش و مطابق‏
استعدادی كه دارد پرورش می‏دهد و تكميل می‏كند " .

كلمه " رب " كه در اين آيه كريمه آمده است به معنای پروردگار و
پرورش‏دهنده است . بعد از آنكه می‏فرمايد : " هر كسی در هر راهی كه گام‏
بر دارد و هر مقصدی را كه جستجو كند ما به او مدد می‏رسانيم و فيض خود را
از او دريغ نمی‏داريم " می‏فرمايد : " به موجب اينكه ما رب عالم و
پروردگار عالم هستيم و به حكم اينكه پرورش دهنده موجودات هستيم و يكی‏
از شئون ما ربوبيت و پرورش دادن است هر دو دسته را در راه خود تقويت‏
و تكميل می‏كنيم و پرورش می‏دهيم " .
ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 6:1 |